ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1886

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

به زبان روسى صحبت كرده و خيلى در نزد ايمپراطور پسنديده شده و به اعطاء دو انفيه‌دان از طرف او سرافراز گرديد . و در سنه 1257 عليرضا پاشا از طرف دولت عثمانى شهر محمره را كه اينك خرم‌شهر مىگويند قتل و غارت نمود ، و در سنه 1258 نجيب پاشا در كربلا همين كار را كرد ، و در اثر آنها ميرزا تقى خان به ارز روم رفته كه با حضور نمايندگان دولتين روس و انگليس قرارى در جبران اين كار و اخذ خسارت آن از دولت عثمانى با سفيران دولت بدهند و اين سفر چهار سال و خورده‌اى طول كشيد و از امير كفايت و سياست محير العقول و كاردانيهاى فوق‌العاده بظهور رسيد ، و در سنه 1263 بايران برگشت و به پيشكارى ناصر الدّين شاه در تبريز بر - قرار و اهميت و معروفيتى شايسته پيدا كرد ، تا در سنه 1264 محمد شاه رحلت نمود . چون خبر وفات محمد شاه بتبريز رسيد ميرزا تقى خان با خالى بودن خزانه در ظرف چند روزى بوسيله استقراض باعتبار شخصى خود چندين عرابهء توپ و سرباز و ساير تجهيزات مجللانه فراهم كرده و در حفظ ولايت آذربايجان تدابير عميقانه نمود و دستورات كافى داده و ناصر الدّين شاه را با ابهت و جلالى تمام از تبريز بتهران حركت داد ، و چون وى اين كفايت و كاردانى را از ميرزا تقى خان ديد در بين راه منصب محمد خان زنگنهء را كه امارت نظام بود بميرزا تقى خان داده و ازاين‌پس وى را امير نظام گفتند كه هم بجزء اولش ( امير ) مشهور گرديد . تا در 18 ذىالقعده اين سال ( 1264 ) ناصر الدّين شاه را بتهران رسانيد و در شب 22 وى را بتخت سلطنت جلوس داد ، و حاجى ميرزا آقاسى وزير محمد شاه از ترس خود بشاه عبد العظيم ( ع ) متحصن شد و چندين نفر ديگر منتظر الوزاره اميدها از خود ابراز داشتند لكن ناصر الدّين شاه پى بمقام بزرگى او برده مقام صدارت عظمى را با اختيارات تامه بوى واگذار و او را اتابيك اعظم لقب داد . ميرزا تقى خان چون بمقام صدر اعظمى رسيد و زمام امور ايران را در كف كفايت خود گرفت نتايج تجارب و كاردانىهاى چندين سالهء خود را در مقام عمل نهاده و باصلاح امور مملكت پرداخت ، اما چه مملكتى و چه ايرانى كه در اثر سوء سياست شاه و وزير سابق